تبليغاتX
یک ذهن ملخ زده

عکس العمل مردم ایران بعد از افزایش قیمت بنزین از ۱۰۰ تومان به حدود ۵۰۰ - ۶۰۰ تومان و همچنین گازوئیل از ۱۷ تومان به ۷۰۰ تومان:

بریم پراید بخریم مصرفش کمتره...!!۳

+ نوشته شده در روز  سه شنبه 12 آبان1388   توسط ذهنی به غایت ملخ زده 

اگه فکر میکنی از ۲ سال پیش تا الان تفاوتی که کردم اینه که سیبیل گذاشتم، کاملاً اشتباه میکنی. اصل قضیه اینه که سیبیل گذاشتم که از ۲ سال پیش تا الان، لااقل یه تفاوتی کرده باشم!

+ نوشته شده در روز  پنجشنبه 30 مهر1388   توسط ذهنی به غایت ملخ زده 

+ نوشته شده در روز  سه شنبه 28 مهر1388   توسط ذهنی به غایت ملخ زده 

"Just Walk Away"

I know I never loved this way before
And no one else has loved me more
With you I've laughed and cried
I have lived and died
What I wouldn't do just to be with you

I know I must forget you and go on
I can't hold back my tears too long
Though life won't be the same
I've got to take the blame
And find the strenght I need to let you go

Just walk away
Just say goodbye
Don't turn around now you may see me cry
I mustn't fall apart
Or show my broken heart
Or the love I feel for you

So walk away
And close the door
And let my life be as it was before
And I'll never never know
Just how I let you go
But there's nothing left to say
Just walk away

There'll never be a moment I'll regret
I've loved you since the day we met
For all the love you gave
And all the love we made
I know I've got to find the strenght to say

Just walk away
Just say goodbye
Don't turn around now you may see me cry
I mustn't fall apart
Or show my broken heart
Or the love I feel for you

So walk away
And close the door
And let my life be as it was before
And I'll never never know
Just how I let you go
But there's nothing left to say
Just walk away

-----------------------------------

دانلود آهنگ با صدای Celine Dion

+ نوشته شده در روز  جمعه 25 بهمن1387   توسط ذهنی به غایت ملخ زده 

اکر با کبیوردی گه یرچشب قارسی مداشته باشذ تابب کنید، نتیچه اش بهتز از این نمیشوذ...!!

+ نوشته شده در روز  سه شنبه 9 مهر1387   توسط ذهنی به غایت ملخ زده 

خدا پدر و مادر این گرفتاری ها و مشکلات زندگی رو بیامرزه. انشاا... که بیشتر بشه! لااقل باعث میشه هر از چند گاهی، بعضیا به یاد بعضی دیگه بیوفتن...!!

+ نوشته شده در روز  شنبه 6 مهر1387   توسط ذهنی به غایت ملخ زده 

هفته دولت نهم مبارک باد!
+ نوشته شده در روز  چهارشنبه 6 شهریور1387   توسط ذهنی به غایت ملخ زده 

بر پایه یک اتفاق واقعی

 

مرد وارد بانک شد. تا رسید دم باجه 7 یه دسته کاغذ گذاشت روی پیشخون. بعد رو کرد به متصدی باجه و با خجالت گفت: "ببخشید میشه شماره زنتونو بدین"...! متصدی که مشغول وارد کردن اطلاعات توی کامپیوتر بود اشاره کرد که یعنی چند لحظه صبر کن. یه نگاهی به متصدی باجه کردم و پیش خودم گفتم قدیما مردا غیرت داشتن، اما حالا چی...!!! بعد یه نگاهی به مرد انداختم و پیش خودم فکر کردم یعنی شماره زن این بابا رو واسه چی میخواد...!!

متصدی باجه وقتی از وارد کردن اعداد و ارقام و حروف فارغ شد دست کرد اون زیر و دستگاه شماره زن رو گذاشت روی پیشخون و گفت بفرمایید!

+ نوشته شده در روز  دوشنبه 7 مرداد1387   توسط ذهنی به غایت ملخ زده 

پی نوشت:

بدتر از اینکه بمیری و بدهکار کسی باشی اینه که کسی که بهش بدهکاری بمیره و تو تا آخر عمرت بسوزی و هیچ کاری نتونی بکنی...!

  

...........................................................................................................................................

پست اصلی:

 

1 ) چهارشنبه صبح تلفن زنگ خورد. محمد بود. تعجب کردم که اون موقع صبح چه کاری میتونه باهام داشته باشه!؟

-         سلام. دکتر حق شناس به رحمت خدا رفتند، ساعت 10 واسه تشیع میارنشون دانشکده...

-         ...

باور کردنش سخت بود. گیج شده بودم. به چند نفر از بچه ها زنگ زدم. حوصله نداشتم دنبال کلمات تعدیل کننده خبر بگردم. همونطور ناگهانی خبر رو دادم و قطع کردم.

 

 2) اساتید توی محوطه ی دانشکده جمع بودن و من هنوز باور نکرده بودم که واسه چی اومدم اینجا. انگار که جریانات اون صبح زمستونی در مورد دکتر جمشیدیان دوباره داشت تکرار میشد.

و آمبولانس وارد محوطه شد. دکتر روی دستها رفت به سمت تالار صدر برای وداع آخر

 

3) مدیر گروه مدیریت مرد آروم و همیشه سربزیری بود. زیاد صحبت نمیکرد حتی سر کلاس. زیاد چشم تو چشم نمیشد باهات. اما آخر ترم علاوه بر اسم و شماره دانشجویی میدونست چند جلسه کلاس اومدی چند جلسه غیبت کردی.

 

4) صبح 5شنبه مراسم ختم... مسجد دقیقا روبروی کوچه ای بود که شرکت سابقم اونجا بود. اون حوالی رو خوب بلدم. بچه ها هیچ کدوم نیومدن. دیگه عادت کردم به رفتن به چنین مجالسی و عادت کردم به اینکه هر موقع دلم خواسته یه نفر همراهم باشه، تنها باشم.

مجلس شلوغ بود. سلامی و تسلیتی و همونجا دم در نشستم. فکر به اون همه ناحقی که در حقش کردم و قطره اشکی و ... خداحافظ. از مسجد زدم بیرون.

 

5) فراموشکاری انسان حد و اندازه نداره. دوباره روز از نو روزی از نو... انگار نه انگار که تلنگری خوردی...

 

...........................................................................................................................................

 

پی نوشت:

بدتر از اینکه بمیری و بدهکار کسی باشی اینه که کسی که بهش بدهکاری بمیره و تو تا آخر عمرت بسوزی و هیچ کاری نتونی بکنی...!

+ نوشته شده در روز  جمعه 4 مرداد1387   توسط ذهنی به غایت ملخ زده 

امروز اولین خبر بخش خبری، نه محمودی نژاد بود نه لبنان، نه فلسطین، نه امریکا، نه انرژی هسته ای، نه تحریم و نه گرونی... "خسرو شکیبایی" بود. اما نه جایی سخنرانی کرده بود، نه اسیر شده بود، نه آزاد شده بود، نه جایزه برده بود، نه اومده بود...

رفته بود...

روحش شاد. یادش گرامی.

+ نوشته شده در روز  جمعه 28 تیر1387   توسط ذهنی به غایت ملخ زده 

-         تصمیم گرفتم بانک بزنم...

-         بانک خصوصی دیگه؟

-         حالا دولتی یا خصوصیش فرقی نمیکنه، فقط پول توش باشه!!

 

 ..............................................................................................

 

-         تصمیم گرفتم بانک بزنم...

-         ول کن بابا، این کارا آخر عاقبت نداره، میگیرنت...

-         چی چی میگی!؟ این همه بانک خصوصی زدن، کدومشونو گرفتن!!

+ نوشته شده در روز  شنبه 22 تیر1387   توسط ذهنی به غایت ملخ زده 

 

ترکیب "آقای چیز" واقعا ترکیب جالب و قابل تأملیه. وجود لفظ "آقا" جهت احترام از یک سو و از طرف دیگه حضور لفظ چند پهلوی "چیز" در اون، مفهوم این ترکیب رو بسیار پیچیده میکنه! حالا تصور کنید در مقابل فردی که وسط جمع در کمال احترام شما رو "آقای چیز" خطاب میکنه چه عکس العملی میشه نشون داد!!!

+ نوشته شده در روز  جمعه 31 خرداد1387   توسط ذهنی به غایت ملخ زده 

یکی از مفاهیمی که محمودی نژاد قبل از انتخابات خیلی روش تأکید میکرد، ریشه کن کردن "فقر" بود. اما حالا با این وضعیت اقتصادی و گرونی افسار گسیخته، بیشتر شبیه ریشه کن کردن "فقرا" شده...!!!

+ نوشته شده در روز  پنجشنبه 9 خرداد1387   توسط ذهنی به غایت ملخ زده